X
تبلیغات
آموزش و پرورش ناحیه 3 اهواز

پنجشنبه هجدهم فروردین 1390

راهکار موفقیت در امتحانات

بررسی راهکارهای دستیابی به موفقیت در امتحانات

بررسی راهکارهای دستیابی به موفقیت در امتحاناتاین روزها آشنا بودن به فن و هنر یادگیری امتیاز بسیار مهمی است. نه تنها برای موفقیت در امتحانات یا کنکور بلکه در همه مراحل زندگی. در ۳۰ سال گذشته دانش بشری با جهش قابل ملاحظه ای پیش رفته است.
چندین برابر روند پیشرفت در چند قرن اخیر. همه چیز تند پیش می رود و شتاب می گیرد. انسان امروز باید هرچه سریع تر دانش بیشتری را فرابگیرد و مهمتر اینکه باید بتواند آموخته های خود را حفظ کند. او باید بداند چگونه سریع تصمیم بگیرد و واکنش نشان دهد تا بتواند با تغییرات مختلفی که ممکن است بارها در زندگی اش پیش بیاید، سازگار شود. امروزه برای موفق شدن باید بدانیم «چگونه بیاموزیم».
آنهایی که از این توانایی برخوردارند امتیاز فراوانی نسبت به دیگران دارند. کنکور نمونه بارزی از این مدعا است؛ بسیار دیده شده که هزاران نفر داوطلب رشته ای هستند که تنها ۱۵۰ نفر ظرفیت دارد. فقط با تفاوت یک چهارم نمره شما می توانید نفر ۱۴۹ یا ۱۵۱ باشید. با توجه به فرا رسیدن فصل امتحانات و اینکه برای مطرح کردن مباحث «هنر یادگیری» کمی دیر شده است به طور گذرا راه های «رسیدن به موفقیت در امتحانات» را مرور می کنیم.
● پایان خوش برای سال تحصیلی
شاید برای شما هم پیش آمده که در زمان امتحانات ساعت ها درس می خواندید اما به محض اینکه برگه امتحان را دریافت می کردید همه چیز از ذهن تان می رفت. بسیاری از پژوهشگران در این مورد هم عقیده اند که میان میزان استرس و موفقیت در امتحانات، رابطه تنگاتنگ وجود دارد. اضطراب باعث بروز بی دقتی، فراموشی و حتی مشکلات بینایی می شود.
هرچند استرس مثبت، راندمان کار را افزایش می دهد اما بالاتر از این حد، کیفیت کار را به شدت کاهش می دهد. وضعیت زیر نشانگر درجات متفاوتی از اضطراب است؛ روز قبل از امتحان، تمام مباحث را به خوبی فرا می گیرید، حتی می توانید آنها را برای دیگران هم توضیح دهید، شب با خیال راحت با یک نگرانی جزیی که به آن «مرحله ۱» می گوییم، می خوابید. فردا صبح بیدار می شوید و می بینید دو ساعت دیگر امتحان شروع می شود، بنابراین کمی دیگر نگران می شوید، اما هنوز بسیار سرحال و آماده هستید. (مرحله ۲) وقتی به مدرسه یا دانشگاه می رسید، می بینید دو دانش آموز درباره مبحثی با هم صحبت می کنند، همین باعث می شود سطح تنش شما کمی بالاتر رود. (مرحله ۳)

ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید سعدون موسوی در 11:52 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389

آموزش برای کار و بقا

آموزش برای کار و بقا

آموزش برای کار و بقامسئولیت یک مدرسه کمک مداوم و مستمر به افراد درحال رشد است تا به بهترین . زندگی ممکن دست یابند و یک موسسه اصلاح اجتماعی نیست .
-Franklin Bobbitt, ۱۹۲۶, Twenty-sixth Yearbook of the . National Society for the Study of Education
۱۵ دانش آموز در کارگاه روشن بزرگ و منظمی که بخشی از دبیرستان جامع بزرگی است ، مشغول کار بر پروژه اشان هستند ، معلمشان " آقای ویلیس" از قبل کارشان را مشخص کرده است و آنها دارند تقریبا به طور مستقل پیش می روند . _ برخی به تنهایی کار می کنند و سایرین در گروههای کوچک ، به هم می آموزند . فضا جدی است_ نه تحت فشار است و نه ساکت است . آقای ویلیس بین دانش آموزان می گردد ، به یکی می گوید " خوب است ، اتصال خوب و تمیزی است ." به دیگری می گوید " یک دقیقه صبر کن ، بگذار نشانت دهم چطور آن کار را درست انجام دهی . "
آقای ویلیس تکنسین ماهری است و انتقال مهارتهایش به نسل جدید کارگران ارضایش می کند . درسی را تدریس می کند که به آن مفتخر است و برایش ارزشمند است . (Lightfoot, ۱۹۸۳, p.۳۹) هرچند اداره ایالتی آموزش و پرورش حرفه ای به او برنامه درسی تعریف شده ای داده است ، او از آن برنامه به طور انعطاف ناپذیر و خشک پیروی نمی کرد و ترجیح می داد که با مشورت با همکارانش در بخش صنعت آن را به روز نگهدارد . او گاهی از توان و استعداد دانش آموزانی که در کلاسش ثبت نام کرده بودند به ستوه می آمد – خصوصا از ضعف در مهارتهای ریاضی آنها شاکی بود –حس می کرد که مشاوران تحصیلی از درسهای حرفه ای مثل زباله دان دانش آموزان بی انگیزه استفاده می کنند . ولی او پاداشش را در این می یافت که به آنها کمک کند تا در کاری که می کنند مسئول و دقیق باشند و مهارتها و علاقه شان به زمینه تخصصی وی بیشتر شود

ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید سعدون موسوی در 10:12 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389

آموزش ارزشها

آموزش ارزش ها –امروز ـ هنری امکان پذیر

آموزش ارزش ها –امروز ـ  هنری امکان پذیرهمانند بسیاری از کشورها ، معلمین این کشور نیز مجبورند که ارزش ها رابه دانش آموزان یاد بدهند و از لحاظ قانونی این تعهد به اندازه آموزش علم از اهمیت برخوردار است. بطور کلی معلم در انتخاب روش های خود در تعلیم ارزش ها آزاد است. این با قانون اصلی آزادی آموزش هماهنگی دارد. افزایش عدم اطمینان به زمینه ‍‍‍‌‌ آموزشی نامناسب است - همان طور که خوش بینی افراطی نامطلوب می باشد. شکی نیست که بسیاری از معیارهای آموزشی به اهداف خود نمی رسند و پیشرفت یک دانش آموز همیشه در حد مطلوب نیست. بعبارت دیگر باید گفت که اکثر معلمین امروزی به هنر آموزش همراه با تاثیر خوب تسلط دارند و به خوبی از عهده انجام وظائف آموزشی خود بر می آیند.
در سه دهه اخیر بسیاری از مطالعات تجربی درمورد تاثیر آموزش مدارس انجام گرفته است. در بسیاری از موارد، مطالعات به شکل بررسی های مقایسه ای بین مدارس بوده است. یکی از یافته های اصلی این تحقیقات در مورد تاثیر مدرسه این است که معلمین و حتی تمامی مدارس با در نظر گرفتن موقعیت های آموزشی خود با یکدیگر متفاوت هستند، که این امری دور از انتظار نیست. بهر حال جالب توجه این است که حتی در همه مواردی که شرایط داخلی کما و بیش شبیه به یکدیگر بوده اند، میانگین آماری نشان می دهد که تدریس خوب و آموزش کلاسی تا ثیر مثبتی بر پیشرفت شخصیت افراد می گذارد و تدریس بد تاثیری متضاد دارد. بنا به ضرب المثلی « آموزش باعث بوجود آمدن یک تفاوت در انسانها می گردد» و این امر بیشتر به آموزش« ارزش ها» و تاثیردیگر مسئولیت های آموزشی مدرسه اطلاق می شود.
مدرسه و معلمین در اختلاف سطح موفقیت آموزشی تا حدی تاثیر گذار ند که ما رابر آن می دارند که به تحقیق برای تشخیص مشخصه های یک معلم موفق تر از یک معلم کمتر موفق بپردازیم. بر خلاف عقیده عمومی این تنها به خاطر تکنیک های آموزشی خاص یا روش های خوب طراحی شده تدریس نیست. در واقع در شرایط مطلوب ، در مقایسه با سایر عوامل، تکنیک ها و روش های آموزشی از اهمیت ثانوی بر خوردارند. شخصیت معلم و روش تدریس او دارای اهمیت بیشتری است. بعبارت دیگر، معلم بدون در نظر گرفتن روشهای کاربردی عامل اصلی به شمار می رود. قوانین نظری قدیمی اهمیت خود را از دست نداده اند، معلمی که روشهای قدیمی را بکار می برد به مراتب بهتر از معلم ضعیفی است که روشهای خوب را بکار می گیرد.« واقعا منظور از یک معلم خوب چیست؟» در ادبیات حرفه ای، برای یک معلم خوب اصول رفتاری و صفات مشخص بسیاری فهرست بندی شده است:

ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید سعدون موسوی در 10:8 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و یکم اسفند 1389

صندلی راحت

آموختن روی صندلی‌های ناراحت

آموختن روی صندلی‌های ناراحتنیمکت برای همه آنها که تحصیل‌شان در مقاطع نیمکت‌نشینی به پایان رسیده است یک خاطره نوستالژیک است. ولی دانش‌آموزان معمولا از بوی بد آهن، جای کوچک زیر میز، چوب خشن نیمکت‌ها و از اینکه مجبورند آن را با دو یا سه نفر دیگر شریک شوند، حرف می‌زنند. این در حالی است که این مشکلات فقط به نیمکت‌های چند نفره اختصاص ندارد چون در صندلی‌های تک‌نفره نیز استانداردها رعایت نشده است. چند سال قبل در تحقیقی که ازسوی سازمان نوسازی و تجهیز مدارس انجام شد قسمت اعظم مشکلات فضاهای آموزشی، بی‌توجهی و نبودن ذوق، فکر و برنامه‌ریزی‌ صحیح در به کارگیری مناسب منابع موجود عنوان شد. به گفته مرتضی خلخالی، کارشناس آموزشی، رویکردهای آموزش فعال، یادگیری از طریق همیاری، ساخت‌گرایی، پرورش روح تعاون و ایفای نقش در عملکردهای گروهی دانش‌آموزان مستلزم استفاده از میز و نیمکت‌های کوچک، سبک و انعطاف‌پذیر است که بتوان آرایش آنها را در همان سطح محدود کلاس و متناسب با نوع درس و فعالیت کلاس تغییر داد. امروزه با وجود سرمایه‌گذاری‌های کلانی که نهادهای دولتی و خیران در بخش مدرسه‌سازی انجام می‌دهند باز هم شاهد تجهیز کلاس‌های درس به وسیله نیمکت‌های سنگین و انعطاف‌ناپذیر هستیم ضمن اینکه شیب ملایم این نیمکت‌ها موجب شکست طرح‌های جدید آموزشی می‌شود.
در این راستا معاون توسعه، نوسازی و تجهیز مدارس آموزش و پرورش با بیان اینکه میز و نیمکت‌هایی که در سال گذشته ساخته شده و به مدارس تحویل داده‌ایم طبق استانداردهای کشوری نیستند در پاسخ به این سوال مهر که سازمان‌های سازنده میز و نیمکت مدارس برای سال تحصیلی جاری از چه مرکزی مجوزهای استاندارد را کسب کرده‌اند، افزود: ما موظف به کسب مجوز از سازمان‌های استاندارد نیستیم و استانداردی از هیچ سازمانی اخذ نکرده‌ایم. این در حالی است که مسلمی پیش از این عنوان کرده بود که تا سال ۸۶ استانداردی برای ساخت میز و نیمکت‌ها وجود نداشته است و از سال ۸۷ شرکت‌های طرف قرارداد با سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس باید از مراکز استاندارد صنعتی مجوز می‌گرفتند. معاون توسعه، نوسازی و تجهیز مدارس آموزش و پرورش از انعقاد قرارداد آموزش و پرورش با یکی از دانشگاه‌های کشور برای استانداردسازی تجهیزات آموزشی کشور خبر داد. همچنین کارشناس مسؤول‌ توسعه تربیت‌بدنی آموزش و پرورش شهر تهران در این باره می‌گوید: دیواره‌های پشت و کف نیمکت‌های مدارس استاندارد نیستند و در نتیجه به عضله و عروق خونی دانش‌آموزان فشار وارد شده و این امر موجب تغییر ساختار بدنی دانش‌آموزان و عادات غلط در طرز نشستن آنها می‌شود. به گفته حسین قاسمی، میز و نیمکت مدارس از ورق، چوب و آهن است که برای نشستن دانش‌آموزان راحت نیست و مسؤولان‌ نوسازی و تجهیز مدارس باید به آن رسیدگی کنند. نیمکت‌های ثابت و سنگین بر نگرش متخصصان تعلیم و تربیت نسبت به آموزش تاثیر می‌گذارد به این علت که محصلان پشت هم و روی نیمکت‌های به زمین میخکوب شده خاموش می‌نشینند و به معلمی که رو در روی آنها بر بلندای سکویی ایستاده گوش ‌می‌دهند و این در حالی است که این روند برخلاف شیوه‌های آموزشی‌ای است که تاکید به مشارکت دانش‌آموز در بحث یادگیری دارد.

نوشته شده توسط سید سعدون موسوی در 16:58 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و یکم اسفند 1389

آموزش با لذت

آموختن را لذت بخش کنیم

آموختن را لذت بخش کنیم«من کتابخانه ها را دوست دارم. در ضمن، یقین دارم که سیستمهای الکترونیکی اطلاع رسانی، اهمیتشان در آینده از آنچه امروز هست، بیشتر خواهد شد. اما این امر، دلیل کم توجهی به کتابها نخواهد بود، به ویژه وقتی این کتابها برای آموزش علوم، در دوران ابتدایی تحصیلی به کار می روند. من فکر می کنم کتابها باید نقش حیاتی خود را در این مورد ایفا کنند.»
همچنین، به این نتیجه رسیده ام که «امروزه کتابهای درسی، نه تنها کمکی به یادگیری علوم نمی کنند، بلکه مانعی در این راه هستند.»(جیمز راتر فورد)
در این جا تناقضی آشکار به چشم می خورد که برای درک آن به کمی توضیح نیاز داریم. کودک علم را با تجربه های شخصی در جهان خود می آموزد و نه با تفسیرهای دیگران.
او با پرسیدن آغاز می کند و نه پاسخ دادن، با کاوش برای درک یک موضوع، نه با توضیح این موضوع برای او؛ با پروانه ها و اسباب بازیهای فکری و نه با کتابها.
گاهی این طور به نظر می رسد که کودکان مدرسه رو به سختی فرصت زندگی کردن در زمان حال را پیدا می کنند. تمام کوشش مدرسه روی کارهایی متمرکز شده که کودکان در زمان حال انجام نمی دهند. تلاش مدرسه، آماده کردن کودکان برای انجام کارهایی است که در آینده انجام خواهند داد، کارهایی که به نظر نمی آید زمانش تا پایان دوران مدرسه، هیچ گاه فرا رسد، حتی زمانی که این کودکان به هجده سالگی و یا سنین بالاتر می رسند.
هجده سالگی مانند هدیه ای است که هیچ قیمتی برای آن نمی توان تعیین کرد، اما مدرسه های ما هنوز به این دوران، نه به عنوان یک گنج، بلکه تضمینی برای رسیدن به سود بیشتر در آینده نگاه می کنند؛ اکنون «علم بیاموز تا در آینده به تو کمک کند.»
هجده سال ابتدای زندگی هر شخص، بسیار ویژه است و ارزش بسیار دارد و نقشی حیاتی در زندگی او ایفا می کند، بنابراین هدف از آموزش و تربیت آموزشگاهی و کتابها نه فقط آماده کردن کودکان برای انجام کارهایی در آینده، بلکه لذت بردن از هر کاری است که در زمان حال انجام می دهند.
در طول این سالها، کودکان کارهایی انجام می دهند و یا با چیزهایی مواجه می شوند که نباید تحت عنوان آموزش، محدود شود. برعکس، تجربه های شخصی کودکان و ارتباط آنها با جهان پیرامونشان و در خارج از کلاس درس باید پایه و اساس یادگیری قرار گیرد. در دوران کودکی آموزش باید ارتباطی حیاتی بین تجربیات شخصی این دوره و تجربیات علمی آنها برقرار کند.
کودکان باید بتوانند اطلاعات مندرج در کتابها را دریافت و ارتباطی منطقی میان محتویات ذهنی خود و واقعیات موجود در محیط برقرار کنند و این اطلاعات را به پدیده های واقعی زندگیشان مانند درختان، ستارگان و آب پیوند دهند.
بر پایه این مقدمه، هدف آموزش در پایه های ابتدایی، کسب مهارت، شایستگی و یا حتی سواد علمی (با تعریفی که ما از آنها داریم) نیست.
اینها هدفهای نهایی است، نه هدفهایی که باید در دوره ابتدایی به آن دست یافت.
«آن چیست؟»، «او کیست؟»
کودکان قبل از اینکه توانایی خواندن پیدا کنند، خیلی سریع با پیرامون خود آشنا می شوند و پاسخ پرسشهایی مانند «آن چیست؟» و یا «او کیست؟» را در می یابند، آنها مردم و فروشگاهها را تشخیص می دهند و تفاوت میان خیابان، پیاده رو و چمن را درک می کنند.
آنها لباس پلیس را تشخیص می دهند و یاد می گیرند از افراد شرور، دوری کنند اطلاعات آنها از اطرافشان کامل نیست و اغلب، نادرست هم هست، اما جای تعجب این جاست که چگونه این آشنایی کم آنها را قادر می سازد تا در محدوده کوچک خود با محیط تعامل برقرار کنند. کسب این گونه شناخت مقدماتی بسیار پایدار و عمیق است آنچه ما در سالهای اولیه یاد می گیریم جای خود را در روح ما به شکل بسیار عمیقی باز می کند و بیشتر ما در طول زندگی از آن به عنوان معیاری برای ارزیابی چیزهایی جدیدتر و عجیب تر جهان که با آن بیگانه ایم، استفاده می کنیم.
کودکان باید به این درک برسند که آنچه شما به آنها می آموزید ارزش آموختن دارد و اینکه این دانسته ها می تواند سبب سرگرمی آنها شود و برایشان سودمند باشد. از دیگر سو، برای انباشت ذهنی، راههای بسیاری وجود دارد.
یکی از جدیدترین روشها، ذخیره سازی الکترومغناطیسی است که برای پاره ای از هدفها، راه بسیار مؤثری است، اما به نظر می رسد که روش انباشت، به دلایل فیزیکی و روانی نمی تواند جانشین کتاب چاپی شود. گذشته از پیشرفت فناوری، کتابهای مرجع در بعضی از اشکال، برای علم ضروری هستند و علم هم به کتابهایی بستگی دارد که سبب انگیزش اندیشه و بازنگری فکری می شود، زیرا علم براساس افکار پذیرفته شده در حال پیشرفت است.
کتابها قطعاً برای آموزش علم ضروری هستند، بنابراین هر مدرسه باید از پایه اول به بالا، کتابهای مرجع مناسبی در ارتباط با آشنایی با رشته های مختلف و مناسب هر سطح و در حد امکان، مربوط به موضوعهایی که در محیط واقعی مدرسه جریان دارد، در اختیار داشته باشد.
در چنین کتابهای راهنمایی، دانش آموزان پاسخ پرسشهایی را که به طور طبیعی و در محیط اطرافشان به آن می رسند، پیدا می کنند. پرندگان، جانوران، گیاهان، سنگها و سبکهای معماری، وسایل نقلیه، صنایع و فعالیتهایی که همگی قسمتی از تجربیات آنهاست، باید در کتابهای مرجع بگنجند.
احتمالاً برای بسیاری از مناطق، کتابهای راهنمایی که برای منطقه ای خاص نوشته شده اند، وجود ندارد. بدون شک برای ناشران هم صرف نمی کند که در تولید این کتابها سرمایه گذاری کنند، اما این بدان معنا نیست که این کتابها نمی توانند تولید شوند.
دانش آموزان پایه های ابتدایی باید کتابهایی داشته باشند که آنان را به ابزار و پرورش ابتکارهای خودشان تشویق کنند، اینکه چگونه تحقیق کنند و چگونه چیزی را بسازند؟ برای این کار، منابع بسیاری در دسترس است. بعضی از آنها شامل کتابهای علمی، فیلمها و مجله هایی است که برای خلاقیت ذهنی کودکان تولید شده است.
از دیگر سو، کتابهای درسی دوره ابتدایی باید باعث پرورش تفکر خلاق شوند و محیط مناسبی را برای رشد آن فراهم آورند و فعالیت کودکان را بیشتر کنند. فقط از ترکیب کار، فکر و تخیل است که علم قدرتمند می شود.
بی تردید، محیط کلاس در آموزش علم به کودکان و نوجوانان بسیار مؤثر است. کودکانی را مجسم کنید که با راهنمایی آموزگاران خود، چیزهایی گرد آورده اند ودرباره آنها، مدام پرسشهایی مطرح می کنند.
در این بحثها، آنها می آموزند که چگونه بشمارند، اندازه بگیرند، همه چیز را سازمان دهند و داستانهایی راجع به آنها بسازند. آنها در جریان کار یاد می گیرند که از کتابهای در ارتباط با رشته مورد نظرشان و دیگر کتابهای مرجع، برای سامان دادن به اختلاف نظرهایشان نسبت به حقایق و یا برای انجام آزمایشهای خودشان کمک بگیرند و در ضمن، اطلاعات مفید خود را درباره موقعیتشان در جهان سازماندهی کنند. آنها کتابهایی درباره نوجوانانی می خوانند که برای شناخت جهان اطراف خود کارهای ماجراجویانه انجام داده اند.
آنها می فهمند بزرگسالانی نیز هستند که کارهای هیجان انگیز در زندگی انجام می دهند به دلیل آن که آن را لذت بخش می یابند. آنها پی می برند که علم دو جور سرگرمی پیش روی آنها قرار می دهد؛ سرگرمیهای فکری که شامل جمع آوری و آزمایش اشیا، ترکیب آنها با هم و جدا کردن مجددشان از هم است و همین طور سرگرمی بزرگی که در ذهن آنها جریان دارد؛ اینکه همه چیز در گذشته، چگونه بوده است و یا در آینده چگونه خواهد بود؟
با چنین دیدگاهی، آموزش می تواند کارهایی به مراتب بهتر از انباشتن ذهن کودکان با واقعیتهای خام و غیرقابل هضم انجام دهد.
این دیدگاه می تواند زمینه ساز ورود ایده های تازه علمی به ذهن کودکان باشد. آنها با این نوع علم، خیلی راحت تر می توانند ارتباط برقرار کنند.
چنانچه تخیل کودکان درباره جهان آزاد گذاشته شود، به طور قطع آنان از آموختن درباره جهان لذت خواهند برد و اگر از آموزش علم لذت ببرند، این آموخته ها در تمام طول زندگی با آنها باقی خواهد ماند.

نوشته شده توسط سید سعدون موسوی در 16:57 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و یکم اسفند 1389

ایمنی یعنی چه

آقا اجازه! ایمنی یعنی چه؟

آقا اجازه! ایمنی یعنی چه؟ایمنی کلاس‌های درس جزء الفبای مدرسه است. هر سال در فصل‌های پاییز و زمستان، حوادث مختلفی مدارس کشور را تهدید می‌کند. برف سنگین و سیل به ساختمان مدرسه رحم نمی‌کند...
امروزه مدارس روستایی کشور ما بالاترین سطح خطرپذیری را چه در بحث آتش‌ و چه در بحث زلزله در میان مدارس سراسر کشور دارد. مدارس روستایی یک طبقه‌ای هستند که در زمان حادثه به علت محبوس شدن دانش‌آموزان در کلاس درس به خاطر حفاظ پنجره‌ها، اغلب دانش‌آموزان دچار سوختگی شدید شده و یا فوت کرده‌اند. در اولین گام برای کاهش خسارت ناشی از حادثه آتش‌سوزی برداشتن حفاظ پنجره‌ها امری الزامی است. این موضوع در صورتی که خطر شکستن شیشه پنجره‌ کلاس‌ها به علت مجاورت کلاس‌های آموزشی یا زمین‌های بازی وجود داشته باشد ‌باید با تغییر در سیستم حفاظ‌های پنجره مدارس به نحوی که با باز شدن پنجره‌ در زمان خطر حفاظ متصل به آن نیز باز شود، تصحیح شود.
● تعویض بخاری‌های ناایمن
گام‌های بعدی می‌تواند تامین کپسول‌های آتش‌نشانی مورد نیاز مدارس روستایی و نیز تعویض بخاری‌های ناایمن موجود در این مدارس است. در حال حاضر حدود ۴۰ درصد از فضاهای آموزشی کشور فرسوده‌اند و سقف بسیاری از آنها پوشالی و خشت و گلی است و هر آن ممکن است بدون وقوع کوچک‌ترین زمین لرزه‌ای فرو ریزند. در حال حاضر بیش از ۶۰۰ هزار واحد آموزشی در کشور فعال هستند که حدود ۲۵۰ هزار واحد به بازسازی و مقاوم‌سازی در برابر زلزله نیاز دارند. به عبارتی بیش از یک‌سوم مدارس کشور نیازمند بازسازی می‌باشد.
نوشته شده توسط سید سعدون موسوی در 16:56 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و یکم اسفند 1389

چهره های سرشناس تعلیم و تربیت

آشنایی با چهره های جهانی تعلیم و تربیت

آشنایی با چهره های جهانی تعلیم و تربیتبسیاری از صاحبنظران بزرگ، در طول تاریخ تعلیم و تربیت، با ارائه نظرات و دیدگاه های ارزشمند خود، تعلیم و تربیت جهانی را تحت تاثیر قرار داده و منشا تحولات بزرگ در آن شده اند؛ از این رو آشنایی معلمان و مربیان ما با دیدگاه ها و نظرات آنان ضروری است. در این مقاله، زندگی نامه و عقاید و افکار ده تن از صاحبنظران بزرگ تعلیم و تربیت شامل کمینیوس، روسو، پستالوزی، هربارت، فروبل، ماکارنکو، دیویی، مونتسوری، پیاژه و بلوم به طور مختصر آمده است. اینان کسانی اند که افکارشان در شکل گیری تعلیم و تربیت جدید در نقاط مختلف جهان موثر بوده است.
کمینیوس (۱۶۷۰ – ۱۵۹۲، Comenius) کمینیوس، یکی از مربیان بزرگ تعلیم و تربیت اروپا در قرن هفدهم میلادی و یکی از بنیان گذاران تعلیم و تربیت جدید مغرب زمین است. او که زندگانی خود را در میان آشوب و جنگ های مذهبی و چه بسا دور از سرزمین خویش در آوارگی گذراند، از دوران مدرسه خود تجارب تلخی اندوخت، از این جهت با فراهم آوردن محتوایی نو برای تدریس در مدارس و ابداع روش های تازه تدریس، اصلاحاتی در زمینه تعلیم و تربیت به عمل آورد. از سوی دیگر، حوادث دلخراش و مصیبت بار جنگ های سی ساله اروپا، او را به این فکر انداخت که ریشه تمام دردها، مفاسد اجتماعی و حتی بین المللی در نبود تعلیم و تربیت کافی و صحیح است. لذا برای تسکین آلام و درمان بیماری های اجتماعی، پیشنهاد کرد که همگان بایستی از تعلیم و تربیتی همه جانبه برخوردار شوند. نظرات وی از جمله: برابری انسان ها در برخورداری از تعلیم و تربیت، مساوات دختران و پسران و بازبودن مرزها برای تبادلات فکری برای مردم آن زمان بسیار تازگی داشت. اولین کتاب درسی مصور در سال ۱۶۵۸ م توسط کمینیوس تهیه شد. او درباره روش آموزش شش اصل زیر را بیان کرده است:
۱. طبیعت هر کاری را در زمانی مناسب انجام می دهد. ۲. در طبیعت، نخست ماده و سپس صورت است؛ چنان که نخست تخم یا جنین است که بی شکل و بسان ماده است و پس از آن، موجودی با شکل معین می شود. ۳. طبیعت راه خود را گام به گام می پیماید. ۴. تحول طبیعی همواره از درون صورت می گیرد. ۵. طبیعت در پدید آوردن چیزها از حالت کلی آغاز می کند و به سوی حالت جزئی می رود. ۶. طبیعت هر چیزی را برای مقصودی پدید می آورد. کمینیوس با توجه به اصول فوق، نتیجه می گیرد: " بهترین دوره تربیت، دوره کودکی است. موضوعات درسی باید متناسب با سن دانش آموزان انتخاب شود. در آموزش هم باید ابتدا به خود اشیا و سپس به واژه ها و مفهوم ها پرداخت. در آموزش زبان هم خواندن متن باید پیش از بیان قاعده کلی و دستور زبان باشد. در هر گونه آموزش باید ابتدا با نمونه ها آشنا شد و پس از آن با قاعده ها و قانون ها.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید سعدون موسوی در 16:55 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و یکم اسفند 1389

انشا

۴۵دقیقه تدریس انشا با معلمان غیرمتخصص...

۴۵دقیقه تدریس انشا با معلمان غیرمتخصص..."من در کلاس انشا تا حدودی توانستم بر ترس خود غلبه کنم؛ زیرا در کلاس انشا‌ فقط نوشتم و کسی جز معلم آنها را نخوانده بود. من در کلاس انشا‌ ‌می‌خواستم‌ حقایق را بازگو کنم، ‌می‌خواستم آنچه در دل خود سال‌هاست که پنهان کرده‌ام را به بیرون بریزم". این نظر دانش‌آموزی است که برعکس دیگر دانش‌آموزان از معلم انشا و زنگ انشای خود راضی است. در سیستم آموزشی ایران تنها در دوره تحصیلی دبستان و راهنمایی ساعتی برای درس انشا‌ در نظر گرفته شده است که متاسفانه همین مدت زمان کوتاه نیز به دلیل سوء‌تعبیری که نوشتن انشا‌ امری تفننی است و پرداختن به آن در برنامه‌ درسی تنها در حد امری است غیر ضروری و فوق برنامه‌، اغلب استقلال و هویت درسی ندارد و بسیاری از مدارس ساعت انشا‌ را به امور درسی دیگر اختصاص ‌می‌دهند.
انشا‌ هم ازجمله درس‌هایی است که هر معلم و دانش‌آموزی در تدریس یا یادگیری آن روشی مخصوص به خود دارد، برخی معلمان آن‌قدر در این درس سختگیری می‌کنند که دانش‌آموزان همیشه نگران زنگ انشا‌ هستند، برخی دیگر از معلمان اهمیت چندانی به درس انشا‌ نمی‌دهند و بچه‌ها در کلاس انشا‌ خاطره تعریف می‌کنند. گاهی یک یا دو نفر داوطلبانه انشا می‌خوانند، آخر سال هم معلم انشا که معلم ریاضی دانش‌آموزان نیز هست با توجه به نمره خوب دانش‌آموز در درس ریاضی، نمره انشا او را هم هجده یا بیست ‌می‌دهد.‌ تعدادی از معلمان هم که خود در رشته ادبیات تحصیل کرده‌اند و به درس انشا علاقه‌مند هستند محیطی جذاب و متنوع را در زنگ انشا برای دانش‌آموزان فراهم کرده و آنان را به نوشتن متن‌های ادبی تشویق می‌کنند که البته تعداد چنین معلمانی در مدارس بسیار کم است و به طور کلی درس انشا در مدارس چندان مورد توجه قرار نمی‌گیرد. از همه مهم‌تر این‌که زنگ انشا از چند سال پیش رسماً از برنامه درسی دانش‌آموزان مقطع متوسطه حذف شده است.
نوشته شده توسط سید سعدون موسوی در 16:53 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و یکم اسفند 1389

4 گام از خانه تا مدرسه

۴ گام از خانه تا مدرسه

۴ گام از خانه تا مدرسهعبور سالم از محیط خانواده به محیط مدرسه مستلزم اتخاذ تدابیری است که کوتاهی در آنها به روند طبیعی سازگاری کودک با تغییرات محیط لطمه می‌زند.
کودک بزرگ می‌شود و برای بیان نیازها و پاسخگویی به خواسته‌ها به محیط وسیع‌تری احتیاج دارد. زمان آن فرا می‌رسد که برای ایفای نقش در آینده گامهای قوی و محکمی بردارد. آنچه کودک در خانواده می‌آموزد، توام با عاطفه بوده و معمولا ساختار ثابتی ندارد. برخورداری از محدودیت در میان خانواده، کودک را از واقعیت‌ها دور نگاه می‌دارد. درک این موضوع زمانی اهمیت می‌یابد که کودکان برای ورود به مدرسه، به سن قانونی می‌رسند. او باید یکباره از خانه راهی مدرسه شود که این امر باعث پدید آمدن مشکلاتی برای او می‌شود که از جمله جدا شدن یکباره از محیط اجتماعی مالوفی که طی سالها کودک با آن انس گرفته و آشنا شدن با مقررات محیط جدید یعنی مدرسه که از هر نظر با خانواده متفاوت است، همچنین تن دادن به نظم و ترتیب که لازمه فعالیت‌های آموزشی است.
کوشش ارادی برای درک و فهم مطالب و موفقیت در کارهای درسی نیز از دیگر مشکلات اوست که برای رفع آن باید راهکارهایی اندیشیده شود.
●گام اول: ورود به مدرسه
یکی از مزایای مدرسه رفتن این است که استفاده از این موقعیت مناسب به کودک اجازه می‌دهد استقلال و امکانات خود را ارزیابی کند. در هر حال نباید رابطه کودک با محیط خانواده به یکباره قطع شود، کودک در این دوره به محیط خانواده و مواظبت و دلجویی‌های والدین نیاز دارد. خانه و مدرسه در این مرحله از نظر فراهم آوردن شرایط مناسب مکمل یکدیگرند و هر یک از آنها از نظر تاثیر تربیتی نقش خاصی ایفا می‌کنند؛ زیرا روابط کودک و اطرافیانش در این دو محیط متفاوت است. روابط در خانه فردی‌تر و عاطفی‌تر و در مدرسه جمعی‌تر و منطقی‌تر است. خانواده باید بکوشد ضمن کنترل برقراری روابط با کودک، همچنان محبت خود را از او دریغ نکند. وقتی کودکی وارد مدرسه شد، اینک مسوولان هستند که جایگزین خانواده می‌شوند.
●گام دوم: شناخت دانش‌آموز
محور اساسی تعلیم و تربیت دانش‌آموز، شناخت اوست. بر این اساس اگر برنامه‌ها و هدفهای مختلف آموزشی در تربیت موثر نباشد، ارزش چندانی ندارد؛ زیرا نظام تعلیم و تربیت امروزه با گذشته تفاوت بسیار کرده و دیگر «معلم مدار» نیست و حرف نهایی را معلم نمی‌زند. بلکه محور اصلی آموزش و پرورش، دانش‌آموز و خواسته‌ها و نیازهای اوست. به همین دلیل، معلم و نظام آموزشی باید بکوشند تا نیازها و مشکلات دانش‌آموزان را بشناسند و برنامه‌ها و زمینه‌های مناسب را برای برطرف کردن مسائل آنها که ممکن است عاطفی، جسمانی، حسی، حرکتی، اجتماعی و تربیتی باشند، فراهم کنند. زیرا هر مشکل می‌تواند نتیجه نامطلوبی برای دانش‌آموزان و مدرسه به بار آورد. برای مثال، بهتر است معلمان کلاس اول، دانش‌آموزان را به اسم کوچک صدا کنند. این دانش‌آموزان به سختی مفهوم نام‌خانوادگی را درک می‌کنند و با معلمی که صمیمانه آنها را با نامی که مادر صدا می‌زند، خطاب کند ارتباط برقرار می‌کنند و ترس و دلهره از ورود به محیط بیگانه در آنها کاهش می‌یابد.
●گام سوم: توجه به تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان
یکی از اساسی‌ترین شاخصه‌ها در پذیرش دانش‌آموزان، قبول تفاوت‌های آنها در مدارس است. به این معنی که تفاوت‌های فردی، یکی از اصول پذیرفته شده در تعلیم و تربیت است. به این معنی که هر شخص دارای ویژگی‌ها و توانایی‌های مخصوص به خود است. به عبارت دیگر «هر فرد» منحصر به فرد است و از تمام جهات با همنوع خود متفاوت است. بدین ترتیب جستجو و کمک برای کشف نیروی بالقوه دانش‌آموزان از وظایف انسانی مدرسه و سیستم آموزشی است.
●گام چهارم : کمک و یاری به بهبود روابط
کودک با ورود به مدرسه با محیط جدیدی آشنا می‌شود که هم از لحاظ ساختار اجتماعی و هم از نظر توقعاتی که از اعضای خود دارد به کلی با خانواده متفاوت است. او در این مقطع، در وضع نسبتا دشواری قرار می‌گیرد و برای سازگار شدن با شرایط جدید تلاش تازه‌ای از سر می‌گیرد. این تلاش که از جهت پاسخگویی به مقتضیات مدرسه ضروری است، شرط رشد اجتماعی کودک هم هست. سازگاری‌های اجتماعی آینده کودک تا اندازه زیادی به موفقیت و شکست در این تجربه بستگی دارد. بنابراین، تربیت اجتماعی و کمک به بهبود روابط و خوی و خصلت کودکان از وظایف مهم معلمان مدرسه ابتدایی است.
معلم باید بکوشد با ارائه رفتار پسندیده، اخلاق مبتنی بر قاعده را به دانش آموزان بیاموزد؛ زیرا در این نوع اخلاق آنچه در درجه اول اهمیت قرار دارد صدق، تعاون و عدالت است. عدالت بخصوص محور اخلاق شاگردان دبستان است تا آنجا که آموزگاری که عدالت را رعایت نکند، خیلی زود در نظر شاگردان خوار و خفیف می‌شود. یک معلم خوب می‌تواند پیونددهنده دانش آموزان باشد. با شگرد «جابه‌جایی» خیلی زود همه دانش‌آموزان کلاس با هم دوست و همراه می‌شوند. به این معنی که نه تنها یک نفر با کنار دستی خود صمیمی می‌شود که به نوبت، با همه ارتباط دوستانه برقرار می‌کند و در میانه سال یک دانش آموز به تعداد نفرات کلاس دوست صمیمی دارد. برگزاری جشنهای تولد در کلاس درس به ماندگاری و صمیمیت دانش‌آموزان کلاس اول کمک بسیاری می‌کند و با همه وجود او را مایل به ماندن در مدرسه می‌کند.
●گام نهایی: یادآوری اصول آموزش و پرورش برای معلمان
همواره معلمان باید به خاطر داشته باشند که بر اساس چه هدفی در مدرسه مشغول تدریس هستند. با یادآوری این اصول، روند آموزشی همواره رو به کمال است.
وظایف اساسی تعلیم و تربیت عبارتند از:
۱- تعلیم مفاهیم انسانی که مقدمه تفکر منطقی است.
۲- پرورش ذوق که نخستین گام برای درک زیبایی شناسی است.
۳- تربیت اجتماعی که مبتنی بر اخلاقیات است.

نوشته شده توسط سید سعدون موسوی در 16:52 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و یکم اسفند 1389

17 راهکار

۱۷راهکار برای مشکلات نوجوانان

۱۷راهکار برای مشکلات نوجواناندر برخورد با مسائل نوجوان بهتر است از خودش کمک بگیریم یعنی این واقعیت را بداند که نخستین مسئول حلّ مشکل او، خودش است و برای حل آن باید اقدام نماید و ما والدین فقط وظیفه ی راهنمایی او را داریم که از عواقب تصمیم خودش مطلع شود.
حال به۱۷مورد که والدین برای مقابله با مشکلات نوجوانان باید مورد توجه قرار دهند می پردازیم.
۱) شناخت شخصیت نوجوان:
ما والدین با شناخت ویژگی‌های دوره نوجوانی بسیاری از رفتارهای ناخوشایند آنان را غیرطبیعی نپنداریم که موجب بروز عکس‌العمل در ما شود و به تیرگی روابط با نوجوان نیانجامد.
۲) استفاده از روش تغافل (نادیده گرفتن):
از موثرترین روش‌های تربیتی در این دوره «روش تغافل» است. یعنی مسائل و مشکلات نوجوان را بزرگ نشان ندهیم که در او ایجاد وحشت نماید و یا او را به لحاظ رفتارهایش دائم باز خواست ننمائیم بلکه نوجوان بایستی همواره در حالت خوف و رجاء باشد.
۳) ایفای نقش راهنمایی بجای دستوری:
در برخورد با مسائل نوجوان بهتر است از خودش کمک بگیریم یعنی این واقعیت را بداند که نخستین مسئول حلّ مشکل او، خودش است و برای حل آن باید اقدام نماید و ما والدین فقط وظیفه ی راهنمایی او را داریم که از عواقب تصمیم خودش مطلع شود.
۴) آموزش:
مهمترین دلیل ترس و اضطراب از هر موضوعی جهل و ناآگاهی نسبت به آن موضوع می‌باشد که ضروری است برای کاهش ترس و اضطراب‌های نوجوانی آموزش‌های لازم در مورد بلوغ، دوست‌یابی، حل مساله، گذراندن اوقات فراغت، برنامه‌ریزی درسی و مواردی از این قبیل به نوجوان آموزش داده شود.
۵) برقراری رابطه دوستانه و عاقلانه:
ما والدین با مراقبت دوستانه و عاقلانه خود احساس ایمنی و اطمینان را در وجود نوجوان ایجاد می‌کنیم.
۶) اعتماد سازی:
باید بیاموزیم که چگونه حس اعتماد نوجوان را نسبت به خودمان جلب و جذب کنیم، چنانچه اعتماد میان نوجوان و والدین کمرنگ شود او برای حل مسائل خود به دیگران مراجعه می‌کند.
۷) ارتباط کلامی مقدمه ارتباط عاطفی:
ما والدین با تنظیم ساعات کار خود و بسترسازی مناسب در منزل بایستی فرصت کافی برای «ارتباط‌های کلامی» با اعضای خانواده به ویژه نوجوان را فراهم آوریم چرا که ارتباط کلامی خود مقدمه «ارتباط عاطفی» است که نوجوان سخت به آن نیازمند است.
۸) تاکید بر محبت و پرهیز از خشونت:
ارتباط با نوجوان اگر بر اساس عشق و علاقه و صمیمیت استوار باشد اعتماد به نفس را در او تامین و تضمین می‌نماید و اگر بافشار و خشونت همراه باشد ممکن است موجب اختلال عصبی و دشواری‌های روانی در او شود.
۹) الگوهای رفتاری والدین:
نوجوان علاقمند است که والدین دارای شخصیتی مستحکم و با ثبات و پایدار باشند چون به اتکاء شخصیت و همانند سازی آنان نیازمند است و توجه والدین به الگوهای رفتاری خود مورد تاکید است.
۱۰) پرهیز از مناقشات خانوادگی:
خانه بایستی محل آرامش و امن و مستحکمی برای اعضاء خانواده به ویژه نوجوان باشد و مناقشات و جرو بحث‌ها و دعواهای علنی والدین به آن لطمه نزند و بهانه گریز نوجوان از خانواده را فراهم نیاورد.
۱۱) گوش دادن:
با نوجوان صحبت کنیم و به سخنان او با علاقه گوش فرا دهیم و بدانیم که خوب گوش کردن به حرف‌های نوجوان رمز ارتباط موثر با اوست.
۱۲) تکیه بر نقاط قوت:
با مشاهده ی برخی ضعف‌ها، نوجوان را تحقیر و سرزنش و یا با دیگران مقایسه‌اش نکنیم بلکه بیشتر سعی نمائیم برای از بین بردن ضعف‌هایش قوتش را تجلی بخشیم.
۱۳) انتظار به اندازه:
با کسب شناخت همه جانبه از نوجوان به اندازه ی توان و ظرفیت وجودیش از وی انتظار داشته باشیم.
۱۴) اجازه خطا کردن به‌ نوجوان بدهیم:
نوجوان بایستی بیاموزد که از مشکلات گریزان نباشد بلکه برای حل مشکلاتش به دنبال کشف راه حل باشد و این زمانی است که اجازه خطا کردن را به او بدهیم تا از خطا کردن احساس گناه نکند و بتواند فرصت یافتن راه حل را بیابد.
۱۵) مشورت با نوجوان:
نوجوان در اندیشه ی مستقل شدن است بنابراین نبایستی عقاید خود را بر او تحمیل کنیم بلکه بایستی او را تحمل کرد و با مشورت گرفتن از او در امور خانه در کسب استقلال یاریش کنیم.
۱۶) فعال بودن نقش پدر در تربیت نوجوان:
همان‌گونه که «مادر» نخستین گذرگاه کودک و نوجوان به زندگی اجتماعی است آنچه که بسیار مورد نیاز یک نوجوان است وجود «پدری» است که خانواه بتواند بر او تکیه کند. «پدری» که گرم، مهربان و پرشور باشد.
۱۷) پذیرش بدون قید و شرط نوجوان:
نوجوان را همانطور که نشان می‌‌دهد بپذیریم نه ‌آن‌طور که در رویا و تخیل خود تصور می‌کنیم و بدانیم اگر نوجوان در خانواده مورد احترام قرار گیرد، یاد می‌گیرد خودش را آن‌طور که هست بپذیرد.
نوشته شده توسط سید سعدون موسوی در 16:51 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و یکم اسفند 1389

مدرسه موفق

۱۲ ویژگی یک مدرسه موفق

۱۲ ویژگی یک مدرسه موفقنقش محیط‌های بنیادی، یعنی خانواده و زمینه‌های تعلیم و تربیتی آن مستغنی از تاکید و گفتگو است اما چون معلم به عنوان سازنده و فرم‌دهنده شخصیت دانش‌آموز نقش کلیدی دارد باید در درجه اول و پس از وی بقیه کارکنان مدرسه به درجات بالایی از بلوغ فکری رسیده باشند...
ویژگی‌های مدارس موفق عبارت‌اند از:
۱) در یک مدرسه موفق تاکید مناسب و مشخصی بر موفقیت درسی دانش‌آموز وجود دارد و تا امکانات آموزشی لازم و افراد آگاه، علاقه‌مند و صمیمی به کار تعلیم عهده‌دار امر تدریس در آن مدرسه نباشند امکان برخورداری و توفیق دانش‌آموزان ناچیز است.
۲) در یک مدرسه موفق از دانش‌آموزان انتظار می‌رود که در زمینه کار و رفتار خود مسوول باشد و مدیر یا ناظم مدرسه خطای دانش‌آموزی را به حساب دیگر دانش‌آموزان منظور نکند.
۳) در یک مدرسه موفق معلمان در محیط آموزشی باید خود الگوهای خوبی از اخلاق، رفتار، صداقت و دیگر صفات مطلوب آموزشی باشند.
۴) در یک مدرسه موفق باید روابط و اوقات معلم با دانش‌آموز چنان تنظیم شود که امکان پاسخگویی به مشکلات شخصی دانش‌آموز را داشته باشد.
۵) آموزگاران موفق یک مدرسه آنهایی هستند که با داشتن رفتار مثبت یعنی رابطه‌ای صمیمی و مطلوب با دانش‌آموز مورد علاقه وی قرار گیرند چون معلمانی که روش‌های توأم با ترس و تهدید، استهزا، انکار، یأس و نومیدی را به کار می‌برند به احتمال زیاد در مورد شاگردان‌شان ناموفق‌تر از گروهی هستند که از این روش‌ها پرهیز می‌کنند.
۶) در یک مدرسه موفق این واقعیت باید پذیرفته شده باشد که دانش‌آموزان متفاوت، توانایی‌های یادگیری متفاوتی دارند بنابراین کودک به دلیل آنچه به خوبی انجام داده تشویق می‌شود ولی به علت اینکه کسی کاری را بهتر از او انجام داده تنبیه نمی‌شود و یا مورد مقایسه تحقیرآمیز قرار نمی‌گیرد.
۷) یک مدرسه موفق با یک جریان دایمی و زنده با خانواده دانش‌آموز در ارتباط است.
۸) در یک مدرسه موفق به این امر توجه می‌شود که همیشه از بین دانش‌آموزان، افرادی که مشکلات قابل تحمل روانی دارند وجود داشته و معلمان با آنها هماهنگی دارند.
۹) در یک مدرسه موفق رابطه یک جانبه و از بالا به پایین که متاسفانه محور فکری است مردود و به جای آن کوشش برای ایجاد اعتماد به نفس و تقویت روحیه مستقل و سرزنده و صمیمیت با دانش‌آموز منظور شده است تا در پناه آن نیروی بالقوه وی را در جهت ابتکار، تفکر و خلاقیت به حداکثر پتانسیل خود افزایش دهد.
۱۰) معلمان یک مدرسه موفق باید در جریان زنده و مستمر تعلیم و تعلم بوده و در تمام مدت کار آموزشی خود از فراگیرندگان باشند. علاقه به تدریس، روحیه همکاری با دیگران در مدرسه، صبر و خودداری، آشنایی با اصول روان‌شناسی، شناخت قوانین رشد، یادگیری و خصوصیات سنی گروه‌های متعدد از ویژگی‌هایی است که یک معلم موفق دارا است و با این زمینه‌ها می‌تواند در تکوین شخصیت دانش‌آموز نقش موثری داشته باشد.
۱۱) یک مدرسه موفق همه ساله آموزش‌های منظم و مکرری را برای معلمان خود در دست اجرا می‌گذارد تا از طریق تشکیل کلاس‌های ویژه، تهیه مجلات مربوط به آنها و یا ایجاد آموزش‌های ضمن خدمت مشخص و هدفدار هرچه بیشتر بتوانند انگیزش، آگاهی و علاقه‌مندی آنان را در جهت پیشبرد برنامه و شکوفا کردن استعداد دانش آموزان فراهم کرده و ارتقا دهند.
۱۲) در مدرسه موفق، معلم باید در تربیت دانش‌آموز واقع‌بین بوده و انتظار ساخت دوباره شخصیت او را نداشته باشد زیرا الگوی بنیادی شخصیت کودک پیش از ورود به مدرسه شکل گرفته و مدرسه نمی‌تواند و نباید سعی کند شخصیت جدیدی در کودک به وجود آورد.

نوشته شده توسط سید سعدون موسوی در 16:50 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه پانزدهم اسفند 1389

یادگیری سریع

تکنیک یادگیری یک بار برای همیشه

تکنیک یادگیری یک بار برای همیشهاین روش که یکی از قویترین روش های یادگیری است در سال ۱۹۹۶ توسط فردی به نام رابینسون ابداع شد. در این روش سعی بر این است تا با ایجاد زمینه ای در ذهن قبل از مطالعه، روند یادگیری فعال تر و آسان تر گردد. (SQ۳R) مخفف این کلمات است: پیش خوانی (Survey)، سؤال سازی (Question)، خواندن (Read)، بازگویی و تعریف (Recite) و مرور (Review).
● پیش خوانی:
درسی را که می خواهید بخوانید، ابتدا پیش خوانی کنید. سعی کنید برای پیش خوانی از روش زیر استفاده نمایید:
ـ نگاهی سریع و گذرا به متن بیندازید.
ـ نکات مهم و کلیدی را بیابید.
ـ سؤالات و تمرین های آخر درس را مرور کنید.
ـ پاراگراف اول و آخر و خلاصه درس را به شیوه ای گذرا بخوانید.
● سؤال سازی:
در ذهن خود سؤالاتی راجع به موضوع درس بسازید. برای این کار می توانید:
ـ عناوین و تیترها را بصورت سؤال درآورید.
ـ از خود بپرسید: "راجع به این موضوع چه می دانم؟"، "معلم راجع به این موضوع چه چیزهایی می گفت؟" و سؤالاتی از این قبیل.
● خواندن:
متن درس را بطور کامل بخوانید. در هنگام خواندن:
ـ به دنبال جواب سؤالاتی باشید که در ذهن خود ساخته بودید.
ـ به سؤالات آخر درس جواب بدهید.
ـ زیر نکات مهم خط بکشید.
ـ اگر مطلبی را درست نفهمیده اید، دوباره آن را بخوانید.
● بازگویی و تعریف مطالب:
بعد از آنکه خواندن یک بخش به پایان رسید، به بازگویی مطالب آن بپردازید.
ـ در تکرار مطالب از روشی که متناسب با تکنیک یادگیری تان است، استفاده کنید و به خاطر داشته باشید که هر چه بیشتر از حواس پنجگانه خود استفاده کنید، مطالب بهتر در حافظه تان جای می گیرد.
قدرت یادگیری سه برابر می شود با: دیدن، بیان کردن، شنیدن.
و این قدرت چهار برابر می شود با: دیدن، بیان کردن، شنیدن و نوشتن!
● مرور مطالب:
بعد از آنکه مطالب را بطور کامل خواندید و برای خود بازگو کردید، نوبت به مرور مطالب می رسد.
- روز اول: بلافاصله بعد از مرحله تعریف و بازگویی، ۵ دقیقه سریع مطالب را مرور کنید.
- ۲۴ ساعت بعد: کتاب را ورق بزنید و به نکات مهم نگاهی بیندازید، به مدت ۵ دقیقه این کار را انجام دهید.
- یک هفته بعد: به مدت ۵ دقیقه مطالب درسی را مرور کنید. برای مطالبی که به نظرتان سخت تر است بیشتر وقت بگذارید.
- و به همین ترتیب هر چند وقت یکبار مطالب را مرور کنید تا هنگام امتحان به مشکلی برخورد نکنید.
نوشته شده توسط سید سعدون موسوی در 9:19 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه پانزدهم اسفند 1389

معلم خلاق

ویژگی های معلم پرورش‌دهنده‌ی خلاقیت

ویژگی های معلم پرورش‌دهنده‌ی خلاقیتمربی یا معلمی كه می خواهد یك كلاس ویژ ه ی پرورش خلاقیت را اداره كند و یا این كه علاقمند است در جریان تدریس روزمره ی خود به طور جدی پرورش خلاقیت دانش آموزان را هم مدنظر داشته باشد، اگر چنان چه از خصوصیات و نگرش های ویژ ه ای كه با ماهیت و فرآیند خلاقیت مناسبت دارد ، برخوردار باشد ،مطمئنا در كار خود بسیار موفق تر عمل خواهد كرد.
البته یك چنین معلمی حتما لازم نیست كه خودش فردی خلاق باشد ،اما اگر چنان چه شخصا از مهارت های اساسی خلاقیت برخوردار باشد و بتواند عملا از آن ها استفاده كند ،بدون شك در پیش برد و هدایت كلاس و تاثیر گذاری بیش تر و بهتر بر دانش آموزان خود موفقیت بیش تری كسب خواهد كرد.
برخی ویژگی های معلم علاقمند به خلاقیت كه داشتن آن ها به بازدهی بیش تر كلاس و تدریس او می انجامد، موارد زیر است :
۱) فردی انتقاد پذیر باشد .
۲) تحمل عقاید نو دانش آموزان را داشته باشد.
۳) از صبر و تحمل بالایی برخوردار باشد .
۴) به تفاوت های فردی و منحصر به فرد بودن تك تك دانش آموزان اعتقاد داشته باشد.
۵) از انگیزه ای قوی برخوردار باشد.
۶) پذیرای ایده ها و نظرات غیر عادی دانش آموزان خود باشد.
۷) دوست دار هنر و زیبایی شناسی باشد.
۸) تا حد امكان به دانش آموزان خود آزادی عمل بدهد.
۹) در چند زمینه ی مختلف معلومات و مهارت داشته باشد .
۱۰) برای هر دانش آموز احترامی ویژه قائل باشد .
۱۱) خیال پردازی دانش آموزان را تشویق كند.
۱۲) در مواقع لزوم بتواند كودكانه بیاندیشد و كودكانه عمل كند.
۱۳)به دانش آموزان خود اجازه دهد كه گاهی اشتباه كنند.
● معلم دوست دار خلاقیت :
احساس می كنم اگر به دانش آموزانم اجازه ی اشتباه كردن را بدهم ،بزرگترین چیزها را به آن ها آموخته ام .
سایت فکر نو

نوشته شده توسط سید سعدون موسوی در 9:9 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه پانزدهم اسفند 1389

عادت مطالعه

عادت به مطالعه را در دانش آموزان تقویت کنیم‌

عادت به مطالعه را در دانش آموزان تقویت کنیم‌در روزگار ما دیگر نیازی نیست بگوییم خواندن خوب است همه می‌دانند و باید بدانند که خواندن سودمند و لازم است. زمانی رسیده است که به جای شعار دادن دربارهِ خواندن باید به کارهای بنیادی دست بزنیم نیاز به خواندن را از کودکی به گونه‌ای بیاموزیم که در شمار عادت‌ها و جزئی از طبیعت بچه‌ها درآید.
برای تحقق عادت پسندیدهِ مطالعه معلمان باید روش صحیح مطالعه را مانند دروس دیگر به شاگردان بیاموزند و مسئولان مدرسه به شکل‌های مختلف باید علاقهِ خود به مطالعه کردن را نشان دهند مثلاً کتابهای مفید و جدید را به شاگردان معرفی نمایند و ارزش و اهمیت مطالعه و کاربرد آن در زندگی را از راههای گوناگون به شاگردان توضیح دهند.
معرفی و تهیه کتابهای جدید و نشریات مفید و مناسب و متنوع بطور مستمر در محیط آموزشی صورت گیرد و حتی‌الامکان در اختیار شاگردان قرار بگیرد.‌
تشکیل کتابخانه در مدرسه و کلاس، فراهم آوردن امکانات و تسهیلات استفاده از کتابخانه و توجه به تزئینات معقول محیط کتابخانه، آشنا کردن دانش‌آموزان با نحوه استفاده از کتابخانه، به امانت گرفتن کتاب و مقررات کتابخانه متناسب با رشد آنان، همکاری تمامی کارکنان مدرسه و دانش‌آموزان و اولیاءشان در تأسیس و ادامه کار کتابخانه، انتخاب و انتصاب کتابدار مطلع و علاقه‌مند و متعهد و خوش‌برخورد و اهل مطالعه از راههای علاقمند کردن بچه‌ها به کتابخوانی است.‌
همچنین تشکیل نمایشگاه و فروشگاه کتاب و فراهم نمودن زمینه بازدید از نمایشگاهها و کتابخانه‌ها و مؤسسات انتشاراتی و چاپخانه‌ها، برگزاری جلسات بحث و گفتگو دربارهِ کتابهای خوانده شده و مسابقات کتابخوانی، غنی ساختن کتابخانه‌ها از طریق خرید و اشتراک نشریات و جلب همکاری اولیا و مربیان و سازمانها و دانش‌آموزان و افراد خیّر نیز از دیگر راهها به شمار می‌رود.‌
بهتر است معلمان شاگردان را تشویق کنند که برای یافتن پاسخ سؤالات خود به تدریج به کتابخانه مراجعه کنند.‌
مقررات دست و پاگیر، مانند اجبار در عضویت کتابخانه و خلاصه‌نویسی کتابهایی که برای مطالعه می‌گیرند از میان برداشته شود.‌
کتابهای پاره و کثیف چون عامل بی‌میلی است در اختیار دانش‌آموز قرار نگیرد و در انتخاب کتاب ذوق دانش‌آموز در نظر گرفته شود.‌
دانش‌آموز را مجبور به مطالعه نکنید و کتابهایی که به دانش‌آموزان مبتدی در مطالعه معرفی می‌شود باید محتوایی ساده داشته باشد.‌
معلمان در ارتباط با مواد و موضوعات درسی، کتابهایی را به دانش‌آموزان معرفی کنند و تکالیفی به دانش‌آموزان بدهند که آنان را به پژوهش و مطالعه وا دارد و در حل تکالیف به منابع مختلفی مراجعه نمایند.‌
مسئولیت اداره کتابخانه یا همکاری در اداره کتابخانه را به دانش‌آموزان بسپارند تا زمینه علاقه‌مندی در مطالعه و شناخت کتاب به وجود آید.‌
کتاب‌های جدید برای کتابخانه تهیه و در ویترین و یا تابلوی اعلانات قرار دهند.‌مفاهیم و محتوای بعضی از کتابها به صورت نمایشنامه اجرا شود و معلمان جلساتی از درس یا دقایقی از ساعات کلاس را می‌توانند به مطالعه اختصاص دهند تا هم تنوعی در کلاس‌داری باشد و هم دانش‌آموزان با راهنمایی معلم با نحوه مطالعه آشنا شوند و هم یادگیری عمیق‌تر باشد.‌
معلمان دانش‌آموزان را با قسمتهای مختلف کتاب مانند فهرست، مقدمه و ... آشنا کنند و برای تعطیلات نوروز یا هر تعطیلی دیگر معلم می‌تواند کتابهایی را برای مطالعه بجای انجام هر تکلیف دیگر معرفی کند.‌از کلاس چهارم ابتدایی به بعد می‌تواند معلم سؤالاتی میان شاگردان توزیع کند تا برای پاسخ‌یابی به کتابخانه مراجعه نمایند و یا از کلاس پنجم می‌تواند از شاگردان بخواهد تا شرح‌حال شخصیتها، شاعران و نویسندگان را جمع‌آوری کنند.‌
نوشته شده توسط سید سعدون موسوی در 8:59 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه پانزدهم اسفند 1389

آموزش الکترونیکی

آموزش الکترونیکی چیست ؟

آموزش الکترونیکی چیست ؟به عبارت ساده آمورش الكترونیكی به ما قدرت یادگیری خارج از محیط فیزیكی كلاس و دانشگاه را میدهد . آموزش از راه دور هم اكنون سالها است كه در دنیا متداول و رایج است . اما تركیب این نوع آموزش با اینترنت منجر به ابداع روش جدیدی از نحوه تدریس به نام e-learning شده است.
آموزش الكترونیكی در عین حال كه بسیار موثر و كار آمد است از لحاظ تجاری نیز مقرون به صرفه است و به سرعت قابل دسترسی برای تمامی افراد از هر قشر و موقعیتی می باشد . یكی از نكاتی كه در این روش از آموزش توجه افراد بسیار زیادی را به خود جلب كرده است ، آزادی در انتخاب موضوعات و سر فصلهای مورد علاقه افراد است . در این روش هیچ كس برای آموزش حد و مرزی روشن ندارد و به راحتی میتواند به اطلاعات تمامی رشته های علمی در حداقل زمان ممكن دسترسی پیدا كند.
●روشهای اصلی آموزش الكترونیكی :
می توان از نظر كلی e-learning را به سه دسته اصلی تقسیم نمود .
۱ ـ یادگیری شخصی : در این روش شخص خود رشته مورد علاقه خود را انتخاب كرده و در اینترنت به جستجو و تحقیق در مورد آن می پردازد و سوالات خود را از استادان رشته ها به صورت غیر مستقیم می پرسد .
۲ ـ یادگیری جمعی : در این روش گفتگو اینترنتی ( chat ) نقش بزرگی را بازی می كند . با استفاده از این شیوه شاگردان به طور همزمان در اینترنت حضور پیدا خواهند كرد و در مورد یك موضوع درسی بحث و گفتگو خواهند كرد. یك نفر در این بحث نقش مدیر و راهنما را بازی خواهد كرد و نكات و سوالات را برای بحث و گفتگو مطرح خواهد نمود.
۳ ـ كلاسهای مجازی : این روش كه بهترین و موثرترین شیوه آموزش الكترونیك به شمار می آید، برپایه فناوری كنفراس های ویدئویی شكل گرفته است . در این روش معلم و شاگرد تصویر یكدیگر را دیده و به صحبت و تبادل نظر می پردازند
نوشته شده توسط سید سعدون موسوی در 8:57 |  لینک ثابت   •